<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>. . .فقط برای امروز</title>
<link>https://aramesh365.blogfa.com</link>
<description>زندگی خواهم کرد </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 09 Jun 2011 08:16:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>No4</title>
<link>https://aramesh365.blogfa.com/post/33</link>
<description>چه احمق بودم زمانی که فکر می کردم قلبم را در دست گرفته همه چیز تحت کنترل &quot;من&quot; است و چه ضربه ی محکمی بود سیلی احساسم به &quot;من&quot; ! عجب درسی می دهد این زندگی به &quot;من&quot; مغرور که فراموش نکن تو هیچ نیستی و هیچ در کنترل تو حتی قلبت به فرمان تو نیست در قصه ی &quot;منیت&quot; ! پ.ن: خدایا منو ببخش که فراموش کردم همه لطف تو بود و نه! کار من و بدون کمک تو هیچ ممکن نیست</description>
<pubDate>Thu, 09 Jun 2011 08:16:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aramesh365</dc:creator>
<guid>aramesh365.blogfa.com/post/33</guid>
</item>
<item>
<title>No3</title>
<link>https://aramesh365.blogfa.com/post/32</link>
<description>صحنه ی زندگی من پر از نقش های اجرا نشده است! پر از نقش های به اشتباه بازی شده! شاید لازم است دوباره و دوباره خوانده شود این فیلم نامه . . .</description>
<pubDate>Mon, 09 May 2011 20:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aramesh365</dc:creator>
<guid>aramesh365.blogfa.com/post/32</guid>
</item>
<item>
<title>No2</title>
<link>https://aramesh365.blogfa.com/post/31</link>
<description>چرا بعضی ها فکر می کنند مبرا از خطا و اشتباهن؟! چرا بعضی ها برای فرار از اشتباهشون به دیگران احساس گناه می دن؟! چرا بعضی ها مسئولیت اشتباهاتشونو قبول نمی کنن؟! چرا بعضی ها فکر می کنن با تحقیر دیگران می تونن آروم بشن؟! چرا بعضی ها به تاثیر حرفاشون روی دیگران فکر نمی کنن؟! چرا بعضی ها فاصله ی حرفشون تا عملشون از زمین تا آسمونه؟! چرا بعضی ها احساس برتری دارن نسبت به بقیه؟! چرا بعضی ها فکر می کنن همه زیر دستشونن؟! چرا بعضی ها خودخواهن؟! و هزار تا چرای دیگه...</description>
<pubDate>Sun, 08 May 2011 16:29:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aramesh365</dc:creator>
<guid>aramesh365.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title>No1</title>
<link>https://aramesh365.blogfa.com/post/30</link>
<description>بله خدایا! بله و همیشه بله</description>
<pubDate>Tue, 26 Apr 2011 14:02:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aramesh365</dc:creator>
<guid>aramesh365.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title>نوروز</title>
<link>https://aramesh365.blogfa.com/post/29</link>
<description>ای آن که قلب کوچک ما بین دو انگشت قشنگ تو رقصان است ٬ ای آن که روزان و شبان ما در دست توست٬ ای آن که حال ما به تو وابسته است حال بدمان را به حال خوب تبدیل کن. نوروز است خدا٬ قلبمان٬ جامعه مان را نو کردیم٬ نگاه کن اینک تو ای خدا جان مارا تازه کن. بر سر هفت سین خوب خدا نشسته ایم٬ سین عشق٬ سین بخشش٬ سین لطافت٬ سین شادمانی٬ سین آگاهی٬ سین نوازش٬ سین سرسبزی و رهایش و رویش٬ ممنونیم از تو خدا٬ که سال دیگر به ما فرصت دادی تا تماشا کنیم زندگی را٬ عشق بورزیم٬ دوست</description>
<pubDate>Sat, 19 Mar 2011 08:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aramesh365</dc:creator>
<guid>aramesh365.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title>آیا من به بخش های مختلف وجودم توجه می کنم؟</title>
<link>https://aramesh365.blogfa.com/post/28</link>
<description>وجود من شامل سه بخش : فیزیکی ٬ روحی و معنوی است که ...</description>
<pubDate>Sat, 12 Mar 2011 15:02:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aramesh365</dc:creator>
<guid>aramesh365.blogfa.com/post/28</guid>
</item>
<item>
<title>حق شناسی</title>
<link>https://aramesh365.blogfa.com/post/27</link>
<description>من مطمئن بودم باید فردی در این دنیا وجود داشته باشد که هر حالت مرا درک کند، همیشه برای من وقت داشته باشد و لبخندی بر چهره من بیاورد. وقتی که این شخصیت ظاهر می شد بالاخره آن عشقی را که شایسته اش بودم داشتم. سپس هیچ انتخابی نداشتم جز اینکه منتظر باشم ، من ضعیف بودم. چه زندگی غم انگیز و تنهایی داشتم.</description>
<pubDate>Wed, 23 Feb 2011 08:37:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aramesh365</dc:creator>
<guid>aramesh365.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
<item>
<title>فقط برای امروز 7</title>
<link>https://aramesh365.blogfa.com/post/26</link>
<description>فقط برای امروز در زمان بروز مشکلات و مسائل زندگی دو کار باید انجام دهم: 1) تشخیص دهم چه کاری مربوط به من است، سهم من در این مشکل کجاست آن را پیدا کرده و نقش خودم را درست انجام دهم. 2) رها کنم و به خداوند بسپارم. البته نکته ی مهمی که در اینجا وجود دارد این است که من چه موقع باید مشکلاتم را رها کنم؟ آیا هر زمان مشکلی بوجود آمد باید رها کرده و هیچ تلاشی نکنم؟! البته که اینطور نیست ابتدا باید کاری را که می توانم و من مسئول آن هستم را انجام داده و بعد وقتی که</description>
<pubDate>Thu, 10 Feb 2011 05:33:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aramesh365</dc:creator>
<guid>aramesh365.blogfa.com/post/26</guid>
</item>
<item>
<title>خنده</title>
<link>https://aramesh365.blogfa.com/post/25</link>
<description>من گمان می کردم که باید به خوشی و تفریح به عنوان یک سرگرمی خاص فکر کنم. امروز وقتی که می خندم ایمان دارم خداوند آرامش را در من تقویت می کند. تفریحی که نیاز به شرایط ویژه و امکانات خاصی ندارد.</description>
<pubDate>Sun, 06 Feb 2011 07:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aramesh365</dc:creator>
<guid>aramesh365.blogfa.com/post/25</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://aramesh365.blogfa.com/post/24</link>
<description>اگر چه هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و یک نقطه جدید شروع را ایجاد نماید ، اما هرکسی می تواند از اکنون شروع کرده و یک نقطه جدید پایان را ایجاد کند.</description>
<pubDate>Sun, 30 Jan 2011 07:48:28 +0330</pubDate>
<dc:creator>aramesh365</dc:creator>
<guid>aramesh365.blogfa.com/post/24</guid>
</item>
</channel>
</rss>
