چه احمق بودم زمانی که فکر می کردم

قلبم را در دست گرفته

همه چیز تحت کنترل "من" است

و چه ضربه ی محکمی بود

سیلی احساسم به "من" !

عجب درسی می دهد این زندگی به "من" مغرور

که  فراموش نکن تو هیچ نیستی

و هیچ در کنترل تو

حتی قلبت به فرمان تو نیست در قصه ی "منیت" !

 

 

 

پ.ن: خدایا منو ببخش که فراموش کردم همه لطف تو بود و نه! کار من

و بدون کمک تو هیچ ممکن نیست