No4
چه احمق بودم زمانی که فکر می کردم
قلبم را در دست گرفته
همه چیز تحت کنترل "من" است
و چه ضربه ی محکمی بود
سیلی احساسم به "من" !
عجب درسی می دهد این زندگی به "من" مغرور
که فراموش نکن تو هیچ نیستی
و هیچ در کنترل تو
حتی قلبت به فرمان تو نیست در قصه ی "منیت" !

پ.ن: خدایا منو ببخش که فراموش کردم همه لطف تو بود و نه! کار من
و بدون کمک تو هیچ ممکن نیست
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط Malihe
|